محمد تقي جعفري
16
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
موقعى كه با آگاهى به معناى آنها مطرح مىشود ، حتما پاى انسان نادانى به ميان آمده است كه نمىخواهد به جهل خود اعتراف نمايد . لذا مىتوان گفت : كلماتى مانند تصادف و شانس و بخت و اتفاق ، ساختهء تكبر مردم نادان بوده روپوشى به جهالتهاى بشرى مىباشند . 3 - گاهى فرد يا اجتماعى از انسانها كارى را با در نظر داشتن نتيجهء معينى انجام مىدهند ، نتيجهء مفروض به جهت عواملى كه مزاحم بروز آن مىباشند ، در زمان و موقعيت پيشبينى شده به وجود نمىآيد ، ولى در عين حال در سطوح زيرين واقعيات و رويدادها ، به وجود و تقويت خود ادامه مىدهد و پس از گذشت زمانى يا در موقعيت ديگرى نتيجهء مفروض را به تنهائى يا مخلوط با نتايج ديگرى ابراز مىكند و عاميان بىاطلاع از حقيقت آن كار ، نتيجهء مزبور را به شانس و بخت و اتفاق نسبت مىدهند . مطلب سوم كه اكنون مطرح كرديم ، اگر چه شباهتى به مطلب يكم دارد ، ولى تفاوتى ميان آن دو وجود دارد كه بايد در نظر گرفته شود . آن تفاوت اينست كه در مطلب يكم ، نتايج مغفوله بطور مستقيم ، با كار انجام شده مربوط بوده ، بدون احتياج به گذشت زمان يا دگرگونى موقعيت ، بروز مىكنند ، در صورتى كه در مطلب سوم نتايج مغفوله به طور مستقيم و بدون فاصلهء زمانى و دگرگونى موقعيت به وجود نمىآيند ، بلكه به گذشت زمان و سپرى شدن تحولات نياز دارند . 4 - عوامل ماوراى نمودهاى طبيعى كه محسوس نيستند ، در شيوع و رواج مفاهيم تصادف و شانس و بخت ، نقش قابل توجهى دارند . اين گونه عوامل از نيروها و فعاليتهاى روانى آدميان سرچشمه مىگيرند . معمولا چنين است كه ما نتايج و خواص فعاليتها و انفعالهاى روانى را در نمودهائى منحصر مىكنيم كه در دنبال آنها ظاهر مىشوند و گمان مىكنيم كه هرگونه فعاليتى نتيجه اى مشابه خود را فورا به وجود مىآورد ، در صورتى كه ممكن است